![]() |
3 در جهان بودن ِمن 4 |
![]() |
کاش قصه اش را برایم نگفته بودی..
قصه ی شهری را
که تمام صبح هایش بکر و گرم و روشن است،
که داستان تکراری روزهایم
سرم را دگر گرم نمی تواند کرد..
یَا نوراً فَوقَ کُلِّ نوُر
یَا نوراً لَیْسَ کَمِثلِهی نُور..